تبلیغات
جدید ترین اخبار افغانستان و جهان عکسهای هنرمندان افغانی عکسهای هنرمندان ایرانی مدل لباس عروس و داماد عكسهای بازیگران و خوانندگانیی هیندی - زندگی نامه شهید حجة الاسلام ابوذر غزنوى

عکسهای هنرمندان افغانی عکسهای هنرمندان ایرانی مدل لباس عروس و داماد

زندگی نامه شهید حجة الاسلام ابوذر غزنوى

نویسنده :مریم نظری
تاریخ:سه شنبه 6 مرداد 1388-02:13 ق.ظ

زندگی نامه شهید حجة الاسلام ابوذر غزنوى

حجه الاسلام و المسلمین شهید ابوذر غزنوی

شهید ابوذر در سال 1336 هجرى شمسى در قریه سبز سنگ پاتو از ولسوالى جاغورى چشم به جهان گشود. پدرش چمن على كه بخاطر پاكى و صداقت به قاضى مشهور است، فرزند امیر محمد یكى از موسفیدان منطقه است.
شهید ابوذر حدود چهار پا پنج ساله بود كه خانواده اش به اثر توطئه و دوسیه سازى اربابها از منطقه متوارى شد، و مدت شش سال در مناطق پشتون نشین ولایت زابل به شكل آواره سپرى كرد. بعد از شش سال به وطن مراجعت كرد.
تحصیلات شهید ابوذر حدوداً از سن ده سالگى ـ بعد از مراجعت به منطقه ـ آغاز گردید. او گرچه استعداد متوسط داشت ولى علاقه مفرط به درس و بحث كتاب و نوشته و... داشت. این ویژگى تا آخر عمر در وجود او باقى بود.
در بحرانى ترین و سخت ترین شرایط نظامى در یك دست تفنگ داشت و در دست دیگر كتاب. در اغلب عكسها و یا فیلمهاى او یك كتاب و یا مجلّه در دست و یا پهلویش دیده مى شود. مقدمات را تا هدایة النحو نزد آخندهاى ده خواند.
براى ادامه تحصیل به مدرسه تبقوش جاغورى رفت و مدت سه ماه نزد آقایان اكبرى و فصیحى تلمذ نمود. در سال 1351 وارد مدرسه حوتقل جاغورى گردید. طى دو سال سیوطى، حاشیه، معالم را از مرحوم استاد قربانعلى وحیدى(رحمه الله)، شهید استاد رمضانعلى شریفى، استاد توسّلى و عظیمى فرا گرفت. در سال 1353 در امتحانات سالانه مدرسه محمدیه كابل شركت كرد و با نمرات عالى پذیرفته شد. در مدرسه مذكور مطول، جلدین لمعه و اصولین مظفر را خواند مشغول به رسائل و مكاسب شیخ بود كه كودتاى هفت ثور 1357 به وقوع پیوست و پرونده درس او را براى همیشه بست.
شهید ابوذر یك طلبه فقیر و فوق العاده زحمتكش بود. خانواده اش نمى توانست تمام مخارج و احتیاجات او را تأمین كند. از آغاز نوجوانى و در تمام دوره تحصیل با هیولاى نامرئى و نیرومند و وحشت فقر، مردانه و قاطعانه و با پیشانه باز مبارزه مى كرد. هیولاى فقر كوچكتر از آن بود كه بر عزم و همت بلند و پولادین ابوذر نوجوان غلبه نماید، و یا مناعت و غرور قاطعیت او را خدشه دار كند. فكر مى كنم فقر دوره تحصیل و نوجوانى او را یك فرد برخوردار از درد اجتماعى و داراى نفس سالم و مناعت نفس و همت فوق العاده بلند به بار آورد.
او درد جامعه درد دیده خود را از مطالعه كتاب فلان نویسنده و یا از شعر فلان شاعر طى نیم ساعت مطالعه درك نكرده بود. بلكه در كتاب زندگى طى دوره طولانى با بند بند استخوان و رگ رگ خون خود لمس و احساس نموده بود.
زمان تحصیل شهید ابوذر در كابل همه خطوط فكرى و مسلكهاى سیاسى (چپى ها، راستى ها، اسلام گرایان، ملّى گرایان و...) تشكیلات و شبكه تبلیغات داشتند. میدان مبارزه تشكیلاتى بین اقشار تحصیلكرده گرم بود. شهید ابوذر از بدو ورود به كابل با ذوق و اخلاص كامل وارد دریائى متلاطم مبارزه سیاسى و تشكیلاتى افغانستان گردید. اوّل به اخوان المسلمین شاخه آقاى حكمتیار (حزب اسلامى) جذب شد. او به حق و یا ناحق تبلیغات و شعارهاى اخوانیها را باور كرده بود، و اعتقاد داشت كه تنها سازمان و تشكیلات مطرح اسلامى در میدان مبارزات تشكیلاتى افغانستان اخوان المسلمین است. هدف او از فعالیتهاى تشكیلاتى اسلام بود. در ارتباط به فعالیتهاى تشكیلاتى چندین مرتبه به نقاط مختلف افغانستان (هزاره جات، شمال، تخار، بدخشان) مسافرت كرد.
دقیقاً هفده روز بعد از كودتاى ثور 1357 زمانیكه تمام كشور در آرامش مطلق بسر مى برد، شهید ابوذر دست به اسلحه برد و به جهاد مسلحانه آغاز كرد. در این راستا با شجاعت و تهور كم نظیر در سازمان دهى و اجراء فعالیت هاى چریكى شهرى (بمب گذارى، اقدامات مسلحانه، و نشر اعلامیه و غیره) شركت مى كرد. بنابراین اگر بگویم: شهید ابوذر از پیشكسوتان جهاد مسلحانه بود حرف به گزاف نگفته ایم.
فعالیت هاى شهید ابوذر و یارانش در كابل زنگ خطر براى كودتاچیان و سرآغاز دوره چهارده ساله جنگ جهاد و خون و آتش و حماسه بود.
شهید ابوذر بعد از چند ماه فعالیت شناسائى شده و تحت تعقیب مأمورین امنیتى دولت كمونیستى قرار گرفت چون عكس او به پاسگاه امنیتى داده شده بود، با لباس دیگر از افغانستان خارج و وارد ایران گردید. معلوم نیست در این سفر چند ماه در ایران بود. از ایران به هرات رفت و مدت هشت ماه در هرات جهاد نمود. دوباره به ایران بازگشت.
شهید ابوذر در ایران از حزب اسلامى جدا شد وبه «سازمان نصر افغانستان» پیوست.
در سال 1361 شهید ابوذر به وطن آمد. در قالب سازمان نصر افغانستان در ولایت غزنى مسؤول جهاد گردید.
سازمان نصر در ولایت غزنى تازه به فعالیت آغاز كرده بود. سازمان نصر نزد مردم جاغورى یك پدیده مرموز بود. بیشتر مردم فكر مى كردند كه سازمان نصر یك حزب انقلابى، ضد خان و آخوند و تندرو. (رادیكال) و متشكل از یك طیف از روحانیون روشنفكر و دانشجویان مسلمان است.
شهید ابوذر از پیشتازان وبزرگان سازمان نصر در ولایت غزنى بود. از سال 1361 تا 1367 بعنوان عضو شوراى ولایتى و مسؤول پایگاه مركزى سازمان در غزنى (پایگاه شهید رضائى نى;قلعه) ایفاى وظیفه مى كرد.
صدها عملیات ضد روسى در مسیر قندهار ـ كابل، ولسوالى قره باغ، دشت یغلو، كوه گهوراه، تمكى، لومان جاغورى و... از پایگاه شهید رضائى سازماندهى و رهبرى گردید. پایگاه شهید رضائى و شخص شهید ابوذر، در چنگ چهارده ماهه لومان جاغورى، نقش تعیین كننده و درجه اول داشت.
شوراى مركزى سازمان نصر نظر به لیاقت شهید ابوذر او را به عنوان فرمانده عمومى سازمان نصر در ولایت غزنى تعیین نمود.
در تاریخ 26 دلو 67 نیروهاى كمونیستى مستقر در لومان شكست خورده و مجبور به ترك منطقه گردید. چندى بعد مركز ولسوالى قره باغ فتح شده، و بعد از آن رفت و آمد كاروانهاى دولتى در مسیر قندهار ـ كابل نیز قطع شد. پروسه اخراج نیروهاى شوروى رو به اتمام بود، سقوط دولت كمونیستها حتمى به نظر مى رسید. تا این زمان شهید ابوذر بعنوان یك فرمانده لایق جهادى در سرتاسر افغانستان حد اقل بین شیعیان افغانستان شناخته شده بود.
در سال 1369 پشتونها در ارزگان، مالستان، جاغورى بر مناطق شیعه نشین حمله كردند. شهید ابوذر در مدافعات مردم مالستان وارزگان شركت نمود.
در سال 1369 حزب وحدت اسلامى در حال شكل گیرى بود: جلسه و كنگره پیوسته در خارج و داخل دایر مى گردید. اساسنامه ها و قوانین و مقررات نوشته مى شد، سازمان و تشكیلات شوراها و كمیته ها و كمیسیونها شكل مى گرفت. اعضاى شوراهاى نظارت و مركزى، ولایتى، حوزات، كمیته ها، كمیسیونها و مسؤولین فرقه ها و جزوتامهاى نظامى از بین فرماندهان انتخاب مى شدند. شهید ابوذر به عضویت شوراى مركزى و معاونت كمیته نظامى انتخاب گردید.
شهید ابوذر در ماه عقرب 1369 همراهى جمعى از سرداران جهادى از جمله شهید اخلاصى و شهید جنرال احمد بنیادى جهت اداره كمیته نظامى وارد بامیان گردید.
شوراى مركزى قبل از ورود شهید ابوذر به بامیان موقعیت بسیار ضعیف و متزلزل داشت. گروهكهاى مسلح و پایگاههاى بدون مسؤولیت مستقر در بامیان كه شوراى مركزى را مزاحم بالقوه مى دانستند، پیوسته اخلال وشرارت مى كردند. ورود شهید ابوذر به حزب وحدت و شوراى مركزى نیرو و تحرك تازه بخشید. او بدون معطّلى به تقویت نیروهاى نظامى حزب وحدت اسلامى مبادرت نمود. به ابتكار او بیش از دو هزار نفر به شكل منظم تحت تعلیم وتربیه نظامى قرار گرفت، غند مركز به فرماندهى پهلوان میرعلم بعنوان نیروى امنیتى شوراى مركزى، كندكهاى عدالت، نبوت، امامت تأسیس گردید. امكانات به اندازه كافى و وافى خریدارى شد، و یك جبهه مقتدر جهت فرماندهى و اداره جنگهاى ضد دولتى در سفید خاك بامیان گشوده شد.
شهید ابوذر همیشه در میدان تعلیمات از طرح تأسیس یك اردوئى صد هزار نفرى در هزاره جات صحبت مى كرد، دورنماى یك هزاره جات قدرتمند در سخنرانیها و اراده و قاطعیت و غرور او دیده مى شد. تقویت و سازماندهى نیروهاى نظامى حزب وحدت موجب برقرارى امنیت كامل در بامیان، و كنترول گروهكهاى مسلح و پایگاههاى بى مسؤولیت، در یك كلمه تسلط حزب وحدت بر شهر باستانى بامیان گردید.
وقتى كه فرماندهى كل نیروهاى حزب وحدت صادقى نیلى به شهادت رسید شهید ابوذر جهت پیگیرى قضیه به ارزگان رفت، با دستگیر نمودن قاتلین و تحقیقات از آنها توطئه ترور 18 تن از رهبران هزاره كشف كرد كه اگر كشف نمى شد و اجراء مى گردید تاریخ شیعیان به یك مسیر دیگر سیر مى كرد.
شهید ابوذر به دستور شوراى مركزى در اواخر پائیز 1370 در رأس نیروهاى حزب وحدت جهت سركوب جنگ افروزان مخالف وحدت به غزنى رفت بعد از انجام مأموریت بخاطر برف زیاد و بسته شدن راه به بامیان مراجعت نكرد. مدت سه ماه در خانه مطالعه و تحقیق نمود بیش از 500 صفحه در باره رهبران جنبشهاى قرن 19 هزاره جات (فیض محمد خان، حیدرخان، میرزا اقبال، تاج محمد خان، قاضى عسكر، یزدانبخش، میرایلخائى...) فیش بردارى كرد. و باخانم باخترى در تهیه و تدوین داستان تاریخى شیرین دختر قهرمان هزاره همكارى نمود.
در بهار 1371 هـ . ش تحول بزرگ از شمال كشور آغاز گردیده شهرهاى افغانستان پس از اینكه شهر مزار شریف به تصرف مجاهدین درآمد، یكى پس از دیگرى بدون درگیرى و خون ریزى بروى مجاهدین گشوده مى شد. تُندباد از شمال برخاسته بسرعت به طرف جنوب پیش مى رفت. پایه هاى دولت كمونیستى را از زمین كنده و واژگون مى كرد. لحظات بسیار حساس بود، یك لحظه غفلت یك عمر پشیمانى بدنبال داشت. همه گروهها واقوام چهارچشم مراقب اوضاع بودند و حزب تلاش مى كرد كه از همه زودتر وارد یك شهر شده ماترك دولت در حال احتضار را تصرف و دیگر منطقه استراتژیك را اشغال نماید.
شوراى مركزى در بامیان شهید ابوذر كه در غزنى دستور داد كه هرچه زودتر در رأس نیروهاى حزب وحدت طرف شهر غزنى از آنجا طرف كابل حركت نماید. در جاغورى مخالفین وحدت براى جلوگیرى از حركت نیروهاى وحدت طرف غزنى اغتشاش كرده بودند، ولى شهید ابوذر براساس برداشت صحیح از اوضاع و درك توطئه از درگیر شدن در اغتشاش منطقه خوددارى كرده در تاریخ 4 ثور 1371 طرف غزنى حركت كرد در پنج ثور 1371 وارد غزنى شد. در مقر لواى 520 غزنى مستقر گردید، مدت ده روز با بزرگان غزنى در جهت سر وسامان بخشیدن به امور غزنى مساعدت نمود. در تاریخ 16 ثور 1371 طرف كابل حركت كرد. هنگام ورود به كابل با استقبال پر شكوه مردم مهربان غرب كابل مواجه گردید. حدود 8 ماه در كابل اقامت كرد بعنوان عضو كمیسیون نظامى در چندین جنگ تحمیلى سیاف، و اولین جنگ تحمیلى شوراى نظار با حزب وحدت شركت نمود.
در اول سال 1372 چندین هیأت به نقاط مختلف هزاره جات ـ از جمله یك هیأت به غزنى بریاست شهید ابوذر ـ از بامیان اعزام گردید در اول ثور 1372 جبهه پغمان گشوده شد.
شهید ابوذر در غزنى حدود دو ماه موضوع اعزام نیرو به كابل را دنبال نمود در آخر تابستان 1372 به بامیان رفت، در بامیان شوراى مركزى روى موضوع انتقال مركزیت حزب به كابل كار مى كرد. جناح شهید مزارى طرفدار انتقال و جناح اكبرى مخالف انتقال بود. شهید ابوذر قوى ترین عنصر طرفداران انتقال محسوب مى شد. حدود دو ماه و نیم بحث و جدل فراكسیون بازى ادامه یافت چندین هیأت بین كابل و بامیان مبادله گردید. باالاخره نظریه انتقال تصویب و شوراى مركزى در 26 عقرب 1372 به كابل منتقل شد.
شهید ابوذر بعد از 9 ماه همراه قافله شوراى مركزى وارد كابل گردید، تا آخر سال 1372 در كابل بود. پیوسته در جلسات شوراى مركزى شركت مى كرد. در اوائل سال 1373 جهت سروسامان بخشیدن به امور غزنى و تجدید سازمان شوراى ولایتى به غزنى رفت بعد از یك ماه به كابل مراجعت كرد.
مقدمات تعیینات سالانه حزب وحدت اسلامى از اوائل سال 1372 فراهم مى گردید، در اواخر سال 1372 و اوائل سال 1373 به هیجانى ترین و بحرانى ترین نقطه خود رسید.
بعد از اتمام پروگرام تعیینات سالانه حزب وحدت اسلامى شهید ابوذر به جاغورى رفت بخاطر جنگ و تشنج چند ماه در منطقه بود، بعد از برقرارى صلح و امنیت در منطقه دوباره به كابل مراجعت كرد.
طالبان بسرعت از جنوب غرب كشور بسوى كابل پیشروى و به آسانى میدان شهر و چهار آسیاب را تصرف كرده به دروازه هاى كابل رسیدند. حزب وحدت اسلامى از هر طرف محاصره شده بود. طالبان و شوراى نظار مثل دو تیغه قیچى در صدد بودند كه با ظاهر متعارض ریشه هاى حزب وحدت را در كابل قطع كنند. خائنین ملى در هزاره جات مانع تحرك هزاره جات به نفع كابل مى گردیدند، و پیوسته ربانى را تشویق مى كردند كه حزب وحدت را در غرب كابل مور حمله قرار دهد.
شهید ابوذر ترجیح مى داد كه تا آخرین نفس در كنار ملت باشد. در روزهاى آخر اداره قول اردو عملا بعهده شهید ابوذر بود. شهید مزارى و شهید ابوذر بیش از پیش همدیگر را درك و احساس مى كردند. شهید مزارى خوب درك كرده بود كه در روزهاى مبادا فقط مردانى مثل ابوذر در كنار او است.
سرانجام باهم بشهادت رسیدند. یادشان گرامى پیروان شان پیروز باد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo